ابو القاسم راز شيرازى

202

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

نمىسازد نفس انسان را در اين دو حال به غير تكليفات الهى . پس باقى مىماند انسان در اين دو حال بر صرافت ذكر الهى به حسب قلب و عقل و نفس و جوارح و اعضاء . و ذكر اعضاء بنا بر فرمودهء حضرت امام ( ص ) امتثال اوامر و نواهى و ارتكاب تكليفات شرعيّه است مطلقا . و اعمّ از ذكر زبان ، عمل به اركان است . پس طاعات و عبادات بدنيّه ، اذكار اعضاء و جوارح‌اند . امّا دليل بر ذكر قلبى كه ذكر به سرّ و پنهانى است نه به جهر ، در آيات و احاديث ، بسيار است و در كتاب « عدّة الدّاعى » روايت كرده است از « زرارة » « 70 » از حضرت صادق ( ص ) كه نمىنويسد ملك مگر آنچه را مىشنود و حقّ تعالى فرموده است : وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِيفَةً پس نمىداند ثواب اين ذكر را در نفس مرد ، غير حقّ تعالى به جهت عظمت اين ذكر و ثواب آن . « و قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله لابى ذرّ : يا ابا ذرّ اذكر اللّه ذكرا كثيرا خاملا ، قال : و ما الخامل ؟ قال : الخفىّ » « 71 » . و « قال امير المؤمنين ( ص ) : من ذكر اللّه فى السّرّ فقد ذكر اللّه كثيرا ، انّ المنافقين كانوا يذكرونه علانية و لا يذكرونه فى السّرّ فقال اللّه تعالى :

--> ( 70 ) - « زرارة بن اعين سنسن شيبانى » از اصحاب حضرت امام باقر و امام صادق عليهما السّلام است . « محدّث قمى » در كتاب « تحفة الاحباب » خود بدين‌گونه از او ياد كرده است : « جلالت شان و عظمت قدرش زياده از آنست كه ذكر شود . جمع شده بود در او جميع خصال خير از علم و فضل و فقاهت و ديانت و وثاقت و از حواريّين صادقين عليهما السّلام است و او همانست كه « يونس بن عمّار » حديثى از او نقل كرد براى حضرت صادق ( ع ) در باب ارث كه او از حضرت باقر ( ع ) نقل كرده بود حضرت صادق فرمود : آنچه را كه « زراره » روايت كرده از ابو جعفر ( ع ) پس جائز نيست كه ما ردّ كنيم . . . و از آن حضرت مروى است كه دربارهء « زراره » فرموده : لو لا زرارة لقلت انّ احاديث ابى ستذهب ( يعنى اگر « زراره » نبود همانا مىگفتم كه احاديث پدرم امام باقر به زودى از ميان خواهد رفت ) . « محدّث قمى » وفات « زراره » را دو ماه يا كمتر بعد از رحلت حضرت صادق عليه السّلام مىنويسد بنابراين وفات « زرارة بن اعين » به سال 148 هجرى واقع شده است . ( 71 ) - پيغمبر - كه درود خداى بر او و خاندانش باد - به « ابى ذر » فرمود : يا « ابا ذر » ! خداى را خاملا بسيار ياد كن ، گفت : خامل چيست ؟ فرمود : پنهان .